عماد الدين حسن بن علي الطبري
272
كامل بهائى ( فارسي )
آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً ( نساء 161 ) . و نيز غرض محمد صلّى اللّه عليه و آله كه مىگويد بر ملت ابراهيم ام آن باشد كه گويد ابراهيم جد من است بر دينى و ملتى كه بود به حكم : قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ ( احقاف 8 ) من نيز بر همان ملتم ، و همچنان كه وى بر ملت وى بود بر ملت عيسى نيز بود و دين و ملت جمله انبياء يكى باشد الّا آنكه ابراهيم محبوب جمله طوائف اهل كتاب بود و مرغوب به جملهء دلها از اين سبب وى را تميز و ابانت كرد ، و پيغمبر و امام نشايد كه به اختيار خويش با كافر وصلت كند اما اگر مضطر باشد شايد . و محمد بن عبد الرحمن بن محمد الاصفهانى گويد كه در كتاب تواريخ آمد كه خديجه بكر بود كه زن رسول شد چون بكر بوده چگونه او را فرزند بوده باشد ، و بىشوهر از بنات بنى آدم جز مريم هيچ ديگر فرزند نياورد . و هم او گويد كه ميان من و اولاد هند خصومتى كه افتاد سببش اين بود ايشان گفتند كه حسن و حسين خواهرزادگان جد ما بودند و هند بن ابى هند المقتول بكربلا خال حسين بن على عليهما السّلام بوده است من قبل الام . من دفتر انساب حاضر كردم و بر ايشان عرضه كردم كه خديجه بكر بود كه به عقد و حبالهء رسول آمد . اما عجب كه رؤساى عرب و اشراف خديجه را مىخواستند و او به عقد و نكاح هيچ كس را اجابت نكرد چگونه او را سر به ابى هند كه از لئام بنى تميم بود فرود آمده باشد . بيان آن كه اميه غلام رومى بود و عثمان و جمله بنى اميه قريشى نبودند . محمد بن عبد الرحمن بن محمد الاصفهانى در كتاب البديع آورده است كه اميه غلام رومى بود از آن عبد شمس بن مناف برادر هاشم بن عبد مناف و او آن غلام را به پسرى گرفته بود و پرورده و به امية بن عبد شمس معروف گشته و اصل او از روم بود چنان كه نص قرآن است كه : الم * غُلِبَتِ الرُّومُ * فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ * فِي بِضْعِ سِنِينَ ( روم 3 - 1 ) مغلوب شوند روم در نزديكتر زمين و ايشان از بعد مغلوبيت زود باشد كه غالب آيند در اندك سالى ، يعنى بر ملك و خلافت غلبه كنند پس در اندك روزگارى مقهور گردند و مغلوب شوند يعنى از بنى مروان . و همچنين زيد بن حارثه كه رسول صلّى اللّه عليه و آله او را به پسرى گرفته بود ، و چون زبير عوام كه